تبليغاتX
نوشته های پشت شیشه -

آنکه چفیه خونین تو را شست من بودم

آنکه فریاد می کشید و تازیانه می زد تو بودی

آنکه زخم تو را مرهم گذاشت من بودم

آنکه پرده دری کرد و کودک می زد تو بودی

آنکه ترا پناه داد در حیاط خانه اش من بودم

آنکه ناسزا گفت و اسلحه کشید تو بودی

آنکه فریادش همه سکوت بود من بودم

آنکه حرمت مسجد شکست تو بودی

آنکه کمرش تا شد و روی زمین افتاد من بودم

آنکه چشم بست و گلوله کشید تو بودی

آنکه چشم به چشم تو دوخته بود من بودم

آنکه خون از دهانش می جوشید من بودم

آنکه ناله ی  پدرش عرش را لرزاند، من بودم.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 17:16 توسط پونه ابدالی |