آنکه چفیه خونین تو را شست من بودم
آنکه فریاد می کشید و تازیانه می زد تو بودی
آنکه زخم تو را مرهم گذاشت من بودم
آنکه پرده دری کرد و کودک می زد تو بودی
آنکه ترا پناه داد در حیاط خانه اش من بودم
آنکه ناسزا گفت و اسلحه کشید تو بودی
آنکه فریادش همه سکوت بود من بودم
آنکه حرمت مسجد شکست تو بودی
آنکه کمرش تا شد و روی زمین افتاد من بودم
آنکه چشم بست و گلوله کشید تو بودی
آنکه چشم به چشم تو دوخته بود من بودم
آنکه خون از دهانش می جوشید من بودم
آنکه ناله ی پدرش عرش را لرزاند، من بودم.