تبليغاتX
نوشته های پشت شیشه - خاموشی به هزار زبان در سخن است
با نگرانی به هم نگاه می کنیم.

جمعه ی دیگری بود امروز،

از جمعه ها می ترسم حالا،

بی فردا تا به حال زیسته ایی ؟

بی بهانه ایی برای خندیدن؟

بغض گلویم را می فشرد،

قرص دیازپام را روی زبانم می گذارم،

فردا چه خواهد شد؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 22:59 توسط پونه ابدالی |